ارتباط حضوری بهتر است یا ارتباط آنلاین؟


برای ارتباط با دیگران کافی است پشت لپ تاب یا تبلت بنشینی و با یک دنیا ارتباط داشته باشی، پست های دوستانت را لایک کنی و یا با آنها چت کنی و حتی دوستان جدیدی پیدا کنی، توئیت کنی و یا عکس های دوستانت را در اینستاگرام لایک کنی، وایبر را باز کنی و در یک گروه که 50 عضو دارد شروع به چت کردن کنی..
همه این ابزارها مجموعه ای هستن که از کانال های ارتباطی آنلاین ولی این کانال ها با وجود سرعتی که در برقراری ارتباط ایجاد می کنند معایب بسیار زیادی دارند، یکی از بزرگترین این معایب عدم انتقال احساسات و عواطف و لحن پیام است. در این نوشته قصد نداریم در مورد معایب ارتباطات آنلاین صحبت کنیم، هدف این نوشتار بیان توصیه هایی برای ایجاد ارتباط بهتر در ارتباطات حضوری است. می خواهیم شما را تشویق کنیم تا بیرون بروید و ارتباطات حرفه ای تان را بصورت حضوری انجام دهید و به معجزات ارتباطات حضوری پی ببرید. ارتباطات یکی از مهمترین و شاید به جرات بتوان گفت که تاثیرگذارترین ابزار در بازاریابی است پس به نوع ارتباطات خود اهمیت دهید و توصیه های زیر را از یاد نبرید
زمان ملاقاتتان را شخصی کنید
در هر زمانیکه با فردی ملاقات میکنید کاملا بر روی فرد مورد نظر تمرکز کنید، بگذارید آن فرد حس کند که در آن زمان وقتتان را برای او اختصاص داده‌اید، بر روی یک نتیجه، توافق و هدف خاصی تمرکز کنید که هردو طرف بتوانید بر اساس آن پیش بروید و ملاقاتتان را بر اساس آن ادامه دهید.
هم افزایی کنید
وقتی شما به صورت فیزیکی در حضور فردی قرار دارید، ارتباط چشمی و حس صمیمیتی ایجاد می شود که باعث افزایش انرژی هر دو طرف میشود، همین کار باعث می شود کارهای شما بهتر پیش رود و زودتر به نتیجه برسید.
داستان های افراد را یاد بگیرید
هر شخصی یک داستان در زندگی خود دارد،اینکه یک فرد چگونه از کودکی تا اکنون رسیده است میتواند باعث ایجاد حس مشترک و حس صمیمیت بین دو طرف شود، سعی کنید این داستان را بپرسید و بیاد داشته باشید تا در ملاقات های بعدی با یادآوری آنها حس مشترک را دوباره ایجاد کنید و روند گفتگویتان را تسهیل کنید.
گفتگوی جذابی را شروع کنید
سعی کنید گفتگویتان را در محور علایق فرد مقابل شروع کنید، مثلا با یک سوال در مورد اینکه هفته پیش چه کارهایی انجام داده است؟ ویا از وضعیت کسب وکار و صنعت از او بپرسید، با این کار ارزش های ذهنی فرد را می توانید پیدا کنید و جذابیت گفتگو را برای طرف مقابل افزایش دهید.
افراد را به هم معرفی کنید
در جمع های چند نفره و همایش ها وکنفرانس هایی که حضور دارید سعی کنید عامل آشنایی افراد با یکدیگر باشید، با توجه به علایق و نقاط مشترکی که بین چند نفر می بینید آنها را به صورت مفصل به هم معرفی کنید، این نکات مشترک می تواند شامل مشترکات شغلی، علایق فردی و یا هر چیز دیگری باشد.
در مورد جزئیات حرفه ای صحبت کنید
جوی که در گفتگوهای آنلاین به وجود می آید معمولا ایجاد حس اعتماد نمی کند، ولی این ویژگی در مورد گفتگوهای حضوری صادق نیست، افراد معمولا به کسانی که از نزدیک می بینند اعتماد بیشتری دارند، بنابراین گفتگوی های حضوی بهترین موقعیت برای این است که در مورد مسائل و جزئیات کسب وکار خود صحبت کنید، بنابراین اگر می خواهید با شخصی در مورد یک پروژه یا قرارداد مهم صحبت کنید حتما آنرا به صورت حضوری انجام دهید.
به پیشرفت رابطه فکر کنید
سعی کنید یک آشنایی ساده را به راحتی تمام نکنید، یک قرار ملاقات دیگر تنظیم کنید یا از طریق آنلاین ارتباطات خود را با فرد گسترش دهید، از همان ابتدای آشنایی با فرد منتظر اتفاقات خارق العاده نباشید، معمولا اتفاقات مهم در حوزه کسب و کار بین چند نفر پس از مدت معینی از آشنایی و ایجاد شدن حس اعتماد رخ میدهد، بنابراین برای اینکه ارتباطات حرفه ای و شغلی کارآمدی داشته باشید سعی کنید به ادامه و پیشرفت روابط کمک کنید.
در مورد مشکلات و مسائل دیگران ایده پردازی کنید
سعی کنید در جلسات طوفان فکری و ایده پردازی مختلف شرکت کنید ودر مورد مسائل مختلفی که مطرح میشود ایده دهید و به آنها کمک کنید، این کار تاثیر بسیار زیادی در ایجاد ارتباطات قوی بین شما و فرد مقابل خواهد داشت و خواهید دید که آنها نیز در مواقع مورد نیاز به کمک شما می آیند و روابط قوی تری شکل می گیرد.
گرم باشید
در موقع ملاقات با یک فرد هرگز کسل و شل نباشید، محکم و سزنده باشید و به گرمی و با لبخند برخورد کنید، یک سوال غیرمنتظره و جالب می تواند یخ بین شما و یک فرد تازه وارد را بشکند و حس صمیمیت ایجاد کند، تعریف یک خاطره یا یک لطیفه نیز یکی دیگر از راههای یخ شکنی است، یخ شکنی و ایجاد حس صمیمیت تکنیک های مختلفی دارد که سعی کنید با یادگیری آنها ازتباطات حضوری خود را تقویت کنید.
نظر شما چیست؟ ارتباط حضوری را ترجیح میدهید یا آنلاین؟

نوشته محمد خاهانی / 17 آذر    1393

نگاهی به تصویر ذهن کارکنان دانشی امروزی

 واژه ” کارکنان دانشی ” که توسط پیتر دروکر در سال ۱۹۵۹ ابداع شد شاید خیلی واضح نباشد و حداقل به دو روش متفاوت می توان آن را فهمید: کارکنهای متعهد دانش و سایر کارکنهای دانش
کارکنان متعهد دانش, افرادی هستند که وظیفه آنها سازمان دهی “کار دانش ” درباره پروسه هایی است که همکارانشان روی آن کار می کنندو به نوعی استاد کار دانش یا مدیر دانش هستند .
سایر کارکنهای دانش کسانی هستند که کار دانش را انجام میدهند یعنی کار آنها استفاده از اطلاعات و درگیر شدن در اموری است که کاملا با دانش و اطلاعات سروکار دارد (مثل شناسایی الزامات دانش, به اشتراک گذاردن دانش, بکار بردن آن, ارزیابی آن و غیره )
ورود ما به عصر دانش به معنای این است که امروزه اکثر افرادی که در یک شرکت خدماتی کار میکنند, کارکن دانش هستند. درحال حاضر بگذارید کارکنان متعهد دانش را فراموش کنیم و به این موضوع فکرکنیم که: تصویر یک کارکن دانش معاصر چطور است؟ ما تقریبا داریم راجع به خودمان در این سرویس شبکه اجتماعی صحبت می کنیم .
بیایید روی معلومات فنی خاصی (نه یک دانش بخصوص) تمرکز کنیم که فرد داراست و با آن کارخود را پشتیبانی میکند. بعلاوه بیایید تصورکنیم که برای ما کارکنان دانش, ترکیبی از مشخصات ذکر شده, کسانی هستند که:
۱) با تعمق بسیار در زمینه تخصص ما یا با شرح و بسط مفصل در مورد آن , همواره ازما مفیدتر و کاری ترند. (برای مثال, با اقدام به برقراری روابط جدید با زمینه های مهارتی مرتبط به منظور خلق یک تصویر بزرگتر و به احتمال زیاد با دنبال کردن روشهای جدید تر )
و ۲) ازطریق تعامل با دیگران به آنها کمک می کنند تا درحوزه کاری خود مفیدتر و فعال تر شوند.
 
پروفایل یک کارکن دانش متعادل در سال ۲۰۱۵ چگونه است؟
برخی خصوصیات و مشخصه های مرتبط با مهارت ها و استعدادهای مورد نیاز و روش و رفتار یک کارکن دانش امروزی در ذیل آمده است.
مهارت ها و استعدادها :
•    دارا بودن یک ذهن مصنوعی که میتواند اطلاعات بسیاری را درخود جای دهد و به روشهای واضح و بطورموجز خلاصه آنرا بیان کند, مثلا با استفاده از تکنیک یادگیری که به تقویت حافظه کمک میکند.
•    دارای یک جفت گوش مشتاق و شنوا و چشمان علاقمند و تیزبین است که سیگنال های اطراف را به سرعت گرفته ( و آنها را بررسی کند)
•    مهارت بسیارخوبی در برقراری ارتباط با دیگران دارند که به آنان کمک می کند تا بتوانند با مردم مختلف ارتباط برقرار کنند ( در همان زمینه فعالیت یا خارج از آن )
•    دارای قلبی گشاده و مهربان است که با دیگران در سطحی عمیق تر ارتباط برقرار کرده و اعتماد خالصانه ایجاد می کند.
•    دارای مهارت های خوب نوشتاری و گفتاری هستند که به آنها این توانایی را می دهد تا در ایجاد ارتباط شفاهی و مکتوب با سایرین بطور موثرتر عمل کنند.
•    استعداد تندخوانی و حافظه خوبی برای به خاطر سپردن مسائل دارند.
•    برای نوشتن سریعتر , مهارت تایپ بدون نگاه کردن دارند.
•    بطور ایده آل در تسهیل امورمهارت خوبی دارند طوری که می توانند دانش و اطلاعات را از سایرین استخراج وآنها را بکار گرفته و یا با یکدیگر ترکیب کنند, که البته این یک استعداد فوق العاده است.

رفتار و منش :
•    دارای ذهنی باز, کنجکاو و متواضع که در مورد هر چیزی تفحص کرده و به پاسخ های قاطع و صریح اکتفا نمی کنند , مثل روشی که یک کودک کنجکاو در یادگیری دارد تا یک کارشناس علاقه مند .
•    دارا بودن حس کنجکاوی واقعی برای امتحان کردن چیزها و اضافه نمودن آنها به صف تجربیات
•    دارا بودن دیدگاهی از خط سیر پیشرفت خود و اولویت های بعدی
•    منعکس کردن هر رویداد مهم که به طور مداوم هرروز و هر هفته صورت می گیرد, وقت گذاشتن برای بررسی آنچه روی داده و اینکه برای بهتر شدن امور چه می توان انجام داد : احتمالا با استفاده از اصل پرسش اطلاعات برای تحلیل وقایع
•    تامل در سه مرحله یادگیری: تلاش برای بهره وری , تلاش برای سودمندی و تلاش در جهت بهبود شرایط
•    روش سند سازی سریع ( تایپ سریع در حین صحبت افراد , پخش زنده در شبکه های اجتماعی , تهیه عکس و ویدئو از وقایع و غیره )
•    تادیب نفس قوی که بطور خودکار به همه موارد بالا عمل کرده و برای بهبود آنها واکنش نشان دهد .
ابزار خوب دانش همه جانبه و پروسه های مدیریت اطلاعات نیز به شخص کمک کرده تا در مسیر درست فعالیت خود قرار گیرد, عکس العمل سریع و همراهی با دیگران در یادگیری های اجتماعی که منحصر به یادگیری های رو در رونمی شود .
این یک تصویر ایده آل است و پیدا کردن فردی که دارای این خصائص باشد آسان نیست … اما این تصویر خصوصیات بیشماری در خود جمع کرده که بسیاری از ما کارکنان دانش برای حرکت در مسیر پیچیده تر حوزه دانش باید به آنها توجه کامل نموده و خود را با آنها منطبق سازیم.
منبع: http://www.internettime.com | ترجمه : مدیران ایران

هوش هیجانی و مزایا آن

 اکثر مدیران اجرایی بر این باورند که دانش مهمترین موهبت یا نعمت هر سازمان است. آنها باور می کنند که آگاهی مغزی، ذهنی و هوشیاری، موضوعی مهم در سازمان آنهاست، همان چیزی که موجب ایجاد رقابت در سازمان می شود لذا تلاش می کنند تا از هوش سازمانی بهره ببرند تا به یک رقابت صحیح دست یابند.
هوش سازمانی، به معنای کسب دانش و اطلاعات جامع از همه عواملی است که بر سازمان تاثیر می گذارد. منظور از همه عوامل یعنی اطلاعاتی که از مشتریان، ارباب رجوع، رقبا، محیط اقتصادی، محیط فرهنگی و فرایندهای سازمانی شامل: مالی، اداری، حفاظتی، تولیدی، منابع انسانی، بودجه و ... که تاثیر زیادی بر کیفیت تصمیمات مدیریتی در سازمان می گذارند.
هوش تجاری به فرآیندی گفته می‌شود که طی آن مجموعه بزرگی از داده‌ها دریافت شده و پس از انجام تحلیلهایی بر روی آن و ایجاد گزارشهای سطح بالا مانند داشبوردها، مدیران سازمان را برای اخذ تصمیمات آنلاین یاری می‌رساند. هوش تجاری شامل مجموعه‌ای از نرم‌افزارها برای استخراج، تبدیل و بارگذاری (ETL)، انبار داده (data warehouse)، پرس و جو و گزارش گیری، تحلیل چند بعدی آنلاین (OLAP)، داده‌کاوی می‎باشد.
مزایای هوش تجاری
هوش تجاری برای سازمانی که آن را به کار می‌گیرد مزایای متعددی به ارمغان می‌آورد. هوش تجاری می‌تواند از انجام بسیاری از کارها بر اساس حدس و گمان پیشگیری کند، ارتباطات بین بخشهای مختلف سازمان برای برنامه‌ریزی فعالیتها را بهبود بخشد و به سازمان اجازه می‌دهد که به سرعت در مقابل تغییرات کسب و کار واکنش نشان دهد.
دسترسی سریع به اطلاعات و تحلیلها (بدون واسطه)
کاهش وابستگی به بخش IT  جهت تولید گزارشات مورد نیاز
توانمندسازی کاربران (کاربران وقت بیشتری برای تحلیل داده‌ها دارند تا آنکه مشغول جمع‌آوری داده‌ها و تهیه گزارشات باشند)
چابکی (agility)/انعطاف‌پذیری/کاهش هزینه‌ها

یک کارآفرین موفق چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

 ایجاد یک کسب‌وکار در هزاره‌ی جدید بسیار دلهره‌آور و پیچیده است، اگرچه ایجاد کسب‌وکار به مراتب پیشرفته‌تر شده است اما در حال حاضر کسب‌وکارها قادر به لذت بردن از مزایای تکنولوژی‌های جدید هستند. در ادامه سه ویژگی مطرح شده است که کلید موفقیت کسب‌وکارهای کوچک است و هر کارآفرین موفقی باید این ویژگی‌ها را داشته باشد.
کارشناسان به این نتیجه رسیده‌اند که برای کارآفرین شدن به معدل بسیار بالا وتحصیلات عالی نیاز نیست،مدیرعامل دانشگاه Maryland’s Dingman Center for Entrepreneurship می‌گوید بسیاری از اوقات دانشجویان c ما به کارآفرینان بسیار موفق تبدیل شده‌اند.
با اینحال اغلب کارآفرینان از نبوغ بالایی برخوردار هستند، برخی صفات باید در وجود یک کارآفرین موجود باشد که در ادامه سه صفت کلیدی برای شما مطرح شده است، با تقویت این صفات در خودتان سعی کنید به یک کارآفرین موفق تبدیل شوید.