6 مثال جالب از بازاریابی تجربی

فرض بر ایجاد یک پیوند نزدیک بین مصرف‌کننده و برند با غرق آن‌ها در لذت و تجربه‌ای به یادماندنی است. اگر رویدادهای یک برند احساسات مثبت واقعی در افراد به جنبش درآورد، به احتمال زیاد آن‌ها با همان احساسات‌شان با برند معاشرت خواهند کرد. در این‌جا شش نمونه از بازاریابی تجربی آورده شده است.
 سامسونگ برای حمایت از بازی‌های المپیک 2012، برند تجربی در تفرجگاه‌های مختلف اطراف لندن ایجاد کرد. از اواسط جولای تا اوابل سپتامبر در حال اجرا بود و بر روی گلکسیs3 و گلکسی نوت متمرکز شده بودند. بازدیدکنندگان می‌توانستند با گیم المپیک سامسونگ بازی کنند و یا اینکه عکس گرفته و بلافاصله تبدیل به یک نشان شخصی کنند. همچنین یک مسابقه ترتیب داده شد و گوشی گلکسیs3 و سفر به دور دنیا به عنوان جایزه در نظر گرفته شد. تجزیه و تحلیل‌ها نشان می‌داد که نیمی از بازدیدکنندگان بین شش تا ده دقیقه در استودیو سامسونگ به سر می‌برند و میانگین تعاملات هفت و چهل و پنج ثانیه بود. کسانی که به دنبال گوشی جدید در بازار بودند تعاملات به طور متوسط 8 دقیقه و 15 ثانیه بود. در بین این افراد بیش از یک سوم(35%) گفتند که به احتمال زیاد در خرید گوشی جدید سامسونگ را در نظر بگیرند.
 
 
2) کلینیک چک آپ McStuffin
 
 
 
به منظور افزایش فروش کالاهای دیزنی یک برنامه تلویزیونی توسط این کلینیک ترتیب داده شد و در آن بهبودی دختر شش ساله‌ای را به وسیله‌ی اسباب‌بازی‌ها در درمانگاه خیالی‌ نشان دادند. کودکان در 10 دقیقه تجربه‌ی مجازی جالبی را کسب می‌کردند. آن‌ها منتظر می‌ماندند تا به نوبه‌ی خود با اسباب‌بازی‌ها بازی کنند، روی درها نقاشی بکشند و یا کلیپی که تلویزیون نشان می‌داد را ببینند. تقریبا 8000 کودک در این تجربه شرکت کردند و 75% آن‌ها به آن امتیاز عالی دادند. مهم‌تر از همه یک افزایش 5.3% در گرایش به خرید کالاهای دیزنی ایجاد شده بود.
 
 
یک شرکت شگفت انگیز که جدیدترین و جسورانه‌ترین راهکار بازاریابی تجربی را انجام داد پرش ردبول استراتوس بود. پروژه ردبول استراتوس یک پروژه منحصر به فرد بود که در آن فلیکس بامگارتنر، بیس‌جامپر اتریشی با بالونی هلیمی که به اندازه یک ساختمان 10 طبقه بود، درون یک کپسول مخصوص به ارتفاع 39 کیلومتری سطح زمین رفت. پخش زنده این پرش در اکتبر 2012 برای 52 میلیون نفر نمایش داده شد. اخبارهای سراسر جهان این رویداد بزرگ را پوشش دادند. در شش ماه بعد از فعالیت فروش آن‌ها 7درصد افزایش یافته و به 1.6 میلیارد دلار رسید.
 
 
ویدئوی آدیداس یک تجربه‌ی مرتبط، هیجان‌انگیز و به یادماندنی است و خلاصه‌ای درخشان از برند آن‌ها را نشان می‌دهد.
 
 
برای آگاهی و تشویق مردم به نوشیدنی انرژی Mountain Dew تیم بازاریابی طراحی شده 43 روز تور چریکی برگزار کردند و در آن بازار هدف‌شان را مورد توجه قرار دادند. یک تیم 15 نفره از سفیران تجاری این برند سوار بر کامیون شده و در سراسر بریتانیا میزبانی مسابقات و فروشگاه‌های مختلف را انجام می‌دادند. در این کمپین 55% از بازار هدف به خرید این نوشیدنی پرداختند و بیش از یک سوم آن‌ها خریداران جدید بودند.
 
 
زمانی که ایستگاه تلویزیونی tnt در سال 2012 در بلژیک راه‌اندازی شد، آن‌ها از بازاریابی تجربی به صورتی خاص و قطعا جذاب استفاده کردند و شعارشان این بود که “ما درام می‌دانیم.” اما چی کار کردند؟ آن‌ها در یک خیابان یک دکمه‌ای گذاشتند هر کسی که دکمه رو فشار می‌داد صدای وحشتناکی می‌آمد و بعد چند نفر یک فیلم مانندی به صورت زنده اجرا می‌کردند و در آخر با شعار “ما درام می‌دانیم.” همه را غافلگیر می‌کردند.
 


iBazaryabi.com

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید