چهار اشتباه در ایجاد وفاداری به برند

 هنر بازاریابی امروزی نه صرفا در جلب توجه کردن مشتری بلکه در غوطه ور کردن او با برند و وفادار سازی اوست. در ادامه چهار اشتباه در وفادار کردن مشتری به برند را می خوانید.(ادامه مطلب)

اغلب بازاریاب‌های موفق آگاهند که چگونه باید به بالاترین نقطه از ذهن افراد دست پیدا کنند. آنها می‌ دانند که چگونه باید با طرح ابعاد جدیدی از موضوع، مشتریان تازه‌ای جذب کنند و به خوبی می‌دانند که چگونه باید با شرکت‌ها و تیم‌های داخلی‌شان تعامل داشته باشند تا داستانی ایجاد شود که توجه مخاطبان را جلب کند.
بازاریاب‌های موفق به خوبی بلد هستند تا موضوعی را داغ کنند چراکه این لازمه دوام در فضای پررقابت فعلی است.
هرچند هنوز هم برخی معتقدند که جلب توجه دیگران مهمترین چالش موجود در بازاریابی [1] است ولی این موضوع دیگر به یک چالش قدیمی تبدیل شده است.
حال اصلی ترین چالش علم بازاریابی بدست آوردن و نگه‌داشتن بهترین نقطه از قلب مشتری است.
بین اولین بار خرید و خریدهای بعدی یک محصول، یک سری تغییرات حیاتی رخ می دهد. چیزی که مشتریان در وهله اول می‌خواهند آگاهی، هویت، هیجان و احساس تصاحب است. کاری که با روش ‌های بازاریابی پیشین رخ می دهد ولی زمانی که مشتریان عاشق یک برند شدند به چیزهای جدیدی نیاز پیدا خواهند کرد. حال دیگر آنها نمی‌خواهند که قبول کنند صرفاً یک مشتری هستند و فقط برند شما قصد فروش محصولی را به آنها دارد، حال آنها باید احساس کنند با هربار انتخاب شما بهترین کار را انجام داده اند و برای انجام هربار این کار تشویق می شوند.
مشکل بسیاری از برندهای فعلی در همین نکته است. آنها مشتریان وفادار خود را فراموش می‌کنند و یا در انتقال احساس مناسب به آنها ضعیف هستند. یا اینکه در بهترین حالت آنها را در گرو‌ه‌های آماری قرار می‌دهند.
اینها چهار اشتباه مهمی هستند که بازاریابان انجام می‌دهند و در نهایت منجر به از دست رفتن وفاداری مشتری می‌شود:
۱- آنها قادر نیستند فروش بیشتر را تبدیل به داستان برند کنند
برخی برندها بر پایه این دیدگاه غلط که اگر بیشتر بفروشند، وفاداری مشتری بیشتری داشته‌اند فروش محصول را در اولویت ارتباطی خود با مشتری قرار می دهند. آنها از همان مدل فروشی که برای همه مشتریان خود استفاده می‌کنند در مقابل مشتریان وفادار هم بهره می‌برند چرا که فکر می‌کنند وظیفه‌شان فقط توجیه مشتریان به خرید بیشتر و بیشتر است ولی زمانی که یک رابطه محکم بین مشتری و برند شکل گرفت دیگر میزان درآمد فقط یک خروجی از این ارتباط است و نشان دهنده سطح کیفیت آن نیست. هیچ مشتری وفاداری نمی‌خواهد احساس کند که صرفاً برای پول درآوردن به اون نیاز داریم. برندها باید خود را در داستان‌گویی به حدی تقویت کنند که مشتریان وفادار را شیفته کار خود و بیشتر درگیر کنند. بعد از اینکه اولین مباحثه‌ها صورت گرفت چالش اصلی غوطه ور کردن مشتری با برند است.
۲- آنها از ایجاد بحث حول برند واهمه دارند
بسیاری از برندها از مناظره و بحث‌های صادقانه واهمه دارند. مباحثه برای آنها اذیت کننده است. اینطور به نظر می رسد که از فعالیت‌های اصلی شان که فروش بیشتر و درآمد بیشتر است دور شده اند.
همه بازاریاب های موفق موافقند که حرف زدن مهمترین بخش در برنده شدن در یک تجارت است. بله. دقیقا این چنین است ولی سوال این جاست که: شما برای اینکه شرایط حرف زدن مشتریان وفادارتان را فراهم کنید چه کار کرده اید؟
۳- آنها تعامل کاربردی با مشتریان وفادار را از یاد برده اند
بسیاری از برندها همواره ادعا می‌کنند که با آغوش باز پذیرای بازخوردها هستند در حالی که اینگونه نیست. آنها به بازخوردها گوش می‌دهند و شاید آنها را ذخیره می‌کنند ولی هیچ وقت از این فراتر نمی روند. آنها به کارمندان خود که در جلوترین بخش شرکت قرار گرفته اند بعنوان نیروی دفاعی نگاه می کنند که مانند یک ماشین انسانی یک سری پاسخ های از پیش تایین شده دقیق را تکرار می کنند.
ولی اگر شما به کارمندانتان اختیار و ابزار کافی را برای ارتباط فعال با مشتری ندهید صرفا برای از دست دادن مشتری‌هایتان در حال پول خرج کردن هستید.
۴- آنها تصور می‌کنند چیزی که خودشان می‌خواهند همان چیزی است که مشتری می‌خواهد
قراردادن مشتری‌ها در دسته بندی ‌های ثابت کار صحیحی نیست، چرا که انسان ها موجودات ساده ای نیستند. اگر در مرزبندی افرادی که عاشق برند شما هستند دچار اشتباه شوید، چیزی که به آنها ارایه می‌دهید ثابت و تکراری خواهد بود و این اصلاً هیجان انگیز نیست. مشتری وفادار کاملاً باید احساس غوطه ور شدن با برند را داشته باشد و در عین حال از محصولات و سرویس‌های جدید ارائه شده بهره ببرد.

مترجم: علی برهانی
http://www.ibazaryabi.com

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید